سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
152
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مطلب ، در حقيقت بطور طبيعى بعضى از ملاحظات اجتماعى - اقتصادى مورد نظر بود ، درحالىكه تنها اعتقاد به عدالت و ارزشهاى مذهبى مورد نظر اين گروه بود و معتقد بودند كه رهبرى از طريق الهام الهى است كه مىتواند تحقّق پيدا كند . در ميان آنها مردمى بودند ، كه گرچه تعدادشان قليل بود ولى ملاحظات مذهبى و روحانى در آنها فقط به منزله نيروى سائقه بود : عوامل اقتصادى ، گرچه به نظر مىرسد كه علّت حوادث معينى باشد هيچ ربطى به پيوستگى آنها به على ( ع ) نداشت . از نظر ديگران ، عوامل اقتصادى درست به اندازه مذهب مهم بودند ، آنها چنين مىانديشيدند كه تركيب مناسبى از اين دو ، فقط از طريق على ( ع ) مىتواند تحقّق بخشند . درجهء تأكيد بر روى يك جنبه يا جنبهء ديگر هر چه باشد ، ايمان هر دو بخش از هواداران ثابت قدم و پايدار على يكى بود : رهبرى جامعه مسلمان بايد از خاندان پيامبر منبعث گردد . ثانيا گروهى متشكل از رهبران قبيلهاى و طايفهاى بودند ، كه رغبتهاى آنها به رهبرانشان بستگى داشت ، آنها اصولا علاقهمند به نگهدارى و برقرارى موقعيّتهاى سياسى و امتيازات انحصارى اقتصادى بودند كه با موفقيّت على ( ع ) در استقرار فرمانروائيش در كوفه ، با جدّيت مورد تهديد قرار مىگرفت . از اينرو ، نسبت به على ( ع ) بىتفاوت و به طرف معاويه متمايل بودند . و در معاويه ، تأمين موقعيّتهاى ممتاز و منافع بىشمار خود را مىديدند . ولى در عين حال ، مردّد بودند كه خود را آشكارا به معاويه تسليم كرده و بدان وسيله ، موقعيّت جنگ و ستيز خود را از دست بدهند . به همين دليل بود كه به صورت ظاهر ، در زمرهء سربازان و سرجوخههاى ارتش على ( ع ) ماندند درحالىكه بر معاويه فشار مىآوردند تا امتيازاتشان را تضمين كند . آنان چنين وانمود كردند كه هواداران و حاميان شيعيان هستند . اينان مردمى بودند كه حاميان سياسى على ( ع ) را ، آنچنان كه در فصل چهارم بحث شد ، تشكيل مىدادند . به اين دو گروه با منافع مخالف بايد گروه سومى را افزود كه از تودههاى وسيع كوفه ، اكثرا متشكل از يمنىها و موالى غير عرب ، كه ظاهرا متمايل به آرمانهاى رهبرى شيعيان بودند ولى از مواجهه با هر خطرى كه امكان وقوع آن وجود داشته باشد گريزان بودند . هرگاه ، امّيد موفقيّتى در يكى از اهل البيت مىديدند ، با شور و هيجان در اطراف او جمع مىگشتند و عملا ، به مجردى كه امّيدهاى